تموم شد!
بالاخره جشنواره هم تموم شد.
برای بزرگداشت نه ربیع برگزارش کردیم. یادش بخیر، چه روزهایی بود اون روزا که حرص می خوردیم و نگران چطور برگزار شدنش بودیم. اول قرار بود سه روزه باشه؛ 27 و 28 و 29 اسفند. اما بعد گفتیم پس مهمونای نوروزی چی؟ سه روز دیگه رو هم توی عید واسه مهمونا گذاشتیم؛ 9 و 10 و 11 فروردین. مخصوصا امسال که پنج میلیون و دویست هزار نفر مهمون تو استان فارس داشتیم.
جشنواره کاملا هنری بود. فکر می کنم توی زمینه مهدویت این طوری کار نشده بود. البته بجز جشنواره طلیعه ظهور که بخش هنری هم داشت.
وقتی میخواستیم تصمیم بگیریم که چه برنامه هایی داشته باشیم اول فکرمون روی درس و بحث و کلاس تخصصی چرخید. اما بعضی از دوستان نظرشون این بود که کارهای اینجوری زیاد شده. ببینیم آیا تو زمینه هنر هم می تونیم مهدوی عمل کنیم یا نه؟
یکی از بچه ها گفت: تئاتر!
فکر خوبیه. اما ما که توی بنیاد، گروه تئاتر نداریم!
قرار شد از بهترین گروه تئاتر شهرمون استفاده کنیم.
به بنیاد دعوتشون کردیم و در این باره با اون عزیزان صحبت کردیم. خیلی جا خورده بودند و بعد از این همه صحبت، آخرش با صراحت گفتند: نه!
نگران شده بودیم. دلایلشون کاملا قانع کننده بود.
تا به حال هر جا که تئاتر یا نمایشنامه مهدوی دیده بودیم همه از تشرفات بود. ولی ما نمیخواستیم کار تکراری انجام بدیم. از طرفی تشرفات یه مقدار آسیب داره و باید خیلی روش کار بشه.
ولی این روزا تو زمینه هنر، تئاتر خیلی جواب میده. حالا چی کار کنیم؟؟
چند بار واسشون (گروه تئاتر) جلسه گذاشتیم. حتی پرسش و پاسخ. مدیر عامل بنیاد رو آوردیم و اساتید رو تا اینکه بالاخره توی یکی از این جلسه ها، کارگردان گفتش باید استخاره بگیریم. تو مجلسمون روحانی هم داشتیم. همونجا استخاره گرفته شد. و خیلی زیبا جواب داد. حتی تهدید هم توش بود که اگه این کار رو قبول نکنید.....
گروه به شدت تحت تاثیر قرار گرفته بودند و همون جا بله رو گفتند. خیالمون راحت شد.
واسه بقیه کارها هم همین قدر حرص خوردیم تا بالاخره همه چیز به موقع آماده شد.
و روز نه ربیع همزمان با آغاز هزار و صد و هفتادمین سال امامت مولای مهربونمون، با عنایت حضرت، جشنواره آل یس افتتاح شد.
توی همه کارهای اجرایی مشکلاتی هم پیش میاد. اما یه کوچولو یادآوری هدف می تونه سختی ها رو آسون کنه. در راه آل یس هم مشکلات زیادی داشتیم. یه مطلب گفتنی اینه که روز دوم یه اتفاق بد، یه کارشکنی، یه ضربه، یا ... نمی دونم اسمش رو چی بزارم واسمون پیش اومد. کاملا مشخص بود که هدف پراکنده کردن این نیروهایی هست که دارند فعالیت مهدوی می کنند. شاید بعضی ها دوست نداشتن نه ربیع به مردم شناسانده بشه. شاید بعضی ها دوست نداشتن به مردم یادآوری بشه که ما صاحب داریم و هنوز امام معصومی هست که وعده ظهورش داده شده و در چنین روزی به امامت رسیده. شاید ...
اما اونها هیچ وقت به هدفشون نخواهند رسید. باید بدونند کسانی که برای مولاشون کار می کنند تا آخرین قطره خونشون پای کار ایستادند و هرگز صحنه رو خالی نخواهند کرد. حتی بچه های ما خیلی هم محکم تر از قبل برا بهتر شدن جشنواره تلاش کردند. امید که مورد قبول آقا قرار گرفته باشه.
روزای آخر بود که همه دور هم نشسته بودیم. یکی از بچه ها گفت: همه چیز مهیاست. اما چقدر امام یار کم داره. حالا معلوم شد که واقعا کی غایبه؟
و همه گفتیم: ما مردم!
بکوشیم با عنایت مولامان جزء غایبین کلاس انتظارش نباشیم. |