اللهُمَّ عَرِّفْنِی نَفسَکَ، فاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفنِی نَفْسَک، لَم اَعْرِفْ رَسُولَک ... اللهُمَّ عَرِّفنِی رَسُولَک، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسولَک، لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ ... اللهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفنِی حُجَّتَکَ، ضَلَلْتُ عَنْ دیِنِی ... و در آن سوی این چشم انتظاری ها ...
و در آن سوی این چشم انتظاری ها ...
(موجیم و وصل ما از خود بریدن است * ساحل بهانه ایست رفتن رسیدن است)
سه‌شنبه 21 دی 1389
کاشکی ما میمون و خوک نباشیم!

ابوبصیر از دوستان روشن دل امام باقر علیه السلام در یکی از سال‏ها در مراسم حج‏به همراه آن امام طواف می‏کرد.  

او می‏گوید: از زیادی صداها و تکبیرهای حجاج به شگفت آمدم و به امام عرض کردم: «  چه قدر حاجی زیاد شده است و سر و صداها چه قدر بیشتر شده.»
در این موقع امام علیه السلام فرمود: « ای ابابصیر! چه قدر حاجی کم است اما سر و صدا زیاد است.» آیا می‏خواهی راستی گفته‏ام را ثابت کنم و خودت با چشم خویش حقیقت گفتار مرا ببینی؟
عرض کردم: چه طور ممکن است ای مولای من؟!
فرمود: «جلوتر بیا!»  

من به امام باقر علیه السلام نزدیک شدم. دست مبارک را بر چشم‏هایم کشید و چند جمله دعا کرد. در این حال من بینایی خود را باز یافتم.  

امام باقر علیه السلام فرمود: ای ابا بصیر! حالا به حاجیان طواف کننده بنگر.  

هنگامی که به جمعیت نگاه کردم، بسیاری از مردم را به صورت میمون و خوک‏هایی دیدم که در گرد کعبه در حالت‏حرکت‏بودند و افراد با ایمان و حاجیان حقیقی در میان آنان مانند نوری در ظلمات می‏درخشیدند. عرض کردم: «ای مولای من! درست فرمودی و حقیقت گفتار شما بر من ثابت‏شد چه قدر حاجی کم و سر و صدا زیاد است.» 

 آن گاه حضرت لب‏های مبارک را به حرکت در آورد و با خواندن دعائی، چشم‏های من به حالت اول برگشت.


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 308872